بسم الله الرحمن الرحیم
به مناسبت شهادت سید حسن مدرّس، عالم مبارز (10 آذر 1316)
1
رضا خانِ میر پنج با عجله به سمت ساختمان مجلس می رفت و هیچ کس هم نمی دانست چه خبر است. یکی از نمایندگان از در مجلس بیرون آمد و رضا خان، خشمگین پله های ورودی را دو تا یکی بالا رفت. چشم در چشم مدرّس دوخت. ناگهان دست هایش را بالا آورد، عبای سید را گرفت و کشاندش کنار دیوار. مدرّس انگار نه انگار، خم به ابرو نیاورد. قلدر ترین آدمِ مملکت، همانطور که نماینده مردم را چسبانده بود سینه دیوار و خون جلوی چشمانش را گرفته بود، داد زد: . . .