نوشته های من

مطالبی که می نویسم

نوشته های من

مطالبی که می نویسم

مدرسه مدرس

يكشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۵، ۰۷:۳۹ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت شهادت سید حسن مدرّس، عالم مبارز (10 آذر 1316)

1

رضا خانِ میر پنج با عجله به سمت ساختمان مجلس می‌ رفت و هیچ کس هم نمی‌ دانست چه خبر است. یکی از نمایندگان از در مجلس بیرون آمد و رضا خان، خشمگین پله ‌های ورودی را دو تا یکی بالا رفت. چشم در چشم مدرّس دوخت. ناگهان دست هایش را بالا آورد، عبای سید را گرفت و کشاندش کنار دیوار. مدرّس انگار نه انگار، خم به ابرو نیاورد. قلدر ترین آدمِ مملکت، همانطور که نماینده مردم را چسبانده بود سینه دیوار و خون جلوی چشمانش را گرفته بود، داد زد: . . . «چی از جون من می‌ خوای سید؟» و مدرّس با آرامش جواب داد: «می‌ خواهم سر به تنت نباشد.»

2

سید بزرگوار، سه دوره از طرف مردم تهران برای نمایندگی در مجلس شورای اسلامی انتخاب شده بود. در انتخابات ششمین دوره مجلس هم، به عنوان نماینده اول تهران وارد مجلس شد؛ اما در انتخابات دوره هفتم، (در زمان حکومت رضا شاه) اعلام شد که مدرس حتی یک رأی هم نداشته است! مدرس در پاسخ گفت: «دست کم آن یک رأیی که بنده به خودم دادم چه شد؟»

3

از اطرافیان سید حسن مدرس بود. یک روز شاهِ ایران را با آن کبکبه و دبدبه دید و از ابهتش مبهوت ماند. فکری به ذهنش خطور کرد و همان فردایش رسید خدمت سید. گفت: «آقا، چقدر عبای شما شبیه شنل رضا شاه است.» و مدرّس بلافاصله پاسخ داد: «نخیر، شنل او شبیه عبای من است!»

4

«حضرت والا فرمودند به مدرّس بگویید این قدر پا روی دُم من نگذارد» یکی از نوچه هایش خدمت مدرّس رسید و این پیغام را رساند! مدرّس بلافاصله در جواب گفت: « به او بگویید لطفا محدوده دُمش را مشخص کند، من هر کجا پا می‌گذارم دُم حضرت والاست!»

5

انگلیسی ‌ها پیغام دادند: «چرا اینقدر با رضا شاه مخالفت می‌کنی؟ اگر شما بپذیرید، ما چتر حمایتی مان را از او بر می‌ داریم و از جنابعالی حمایت می‌کنیم!» سید با اعتماد به نفسی که از عقیده خالص و دشمنی با استعمارگران نشأت می‌گرفت گفت: «اگر شما از او حمایت نکنید، من از او حمایت خواهم کرد.»

معرفی کتاب

نام کتاب: حاضر جوابی ‌های شهید مدرس
نویسنده: صدیقه خوش نژادیان
انتشارات: نشر برگزیده، قم

همانطور که از عنوان کتاب مشخص است، موضوع اصلی کتاب حاضر جوابی ‌های شهید مدرس در برخورد با سخنان و موقعیت‌های گوناگون است. این حاضر جوابی یکی از خصوصیات مهم ایشان در عرصة سیاست آن زمان بود. نویسنده در مقدمة کتاب پس از بیان خلاصه ‌ای از زندگی این عالم بزرگوار، ویژگی ‌های برجسته ایشان را که به موفقیت وی در صحنه سیاست منجر شده ذکر می‌ کند. شجاعت، زهد و کیاست و زیرکی وی در روایات ارائه شده به روشنی دیده می‌ شود.

علاوه بر 5 حکایتی که ذکر شد، داستان ‌‌ها و خاطرات دیگری نیز از زندگی شهید مدرس در این کتاب نقل شده است که خواندن آن ‌ها را توصیه می‌کنیم!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی