نوشته های من

مطالبی که می نویسم

نوشته های من

مطالبی که می نویسم

۲ مطلب با موضوع «مطالب مذهبی» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

  به مناسبت شهادت میرزا تقی خان فراهانی (20 دی ماه1230)

میرزا محمد تقی خان، فرزند کربلایی قربان در سال 1186 در فراهان از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش آشپز قائم مقام فراهانی بود و او غذای شاگردان مکتب خانه را می‌ برد. به بهانه بردن ظرف ها پشت در می‌ نشست، به درس ‌ها گوش می‌ داد و با عشق و علاقه به ذهن می‌ سپرد. بعضی مواقع که بچه ‌های مکتب (فرزندان قائم مقام) به سوالات استاد پاسخ نمی‌ دادند، او از استاد اجازه می‌ گرفت و جواب درست را می‌ گفت. به همین ترتیب با هوش و استعداد بالایی که داشت، مورد توجه قائم مقام فراهانی قرار گرفت و وارد مکتب خانه شد. با کودکان قائم مقام فراهانی دوست و همبازی و همنشین بود و با کمک قائم مقام به خدمت دولت درآمد و در دوران حکومت محمد شاه، چندین ماموریت سیاسی را در کشورهای روسیه و عثمانی به انجام رساند. وی در ماموریت ‌‌های خود ... 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۵۰
جواد شجاعی


این هم شد ...؟

حاج آقا بلند شد، عبایش را مرتب کرد و بعد از چند سرفه، شروع کرد به خواندن اقامه. همانطور که بلند می‌ شدم و گوشیم رو می‌ گذاشتم توی جیبم، توی دلم گفتم: «حالا یه خرده صبر می‌ کردی، وقت که واسه نماز کم نمی‌ اوردی! یه کم دیگه مونده بود دانلودش تموم شه.» و رفتم طرف صف آخر. تازه به «حی علی الصلاه» رسیده بود که دوباره گوشیم رو در آوردم و نگاه کردم. دفعه قبل روی 53 درصد و حالا هم روی 98 درصد گیر کرده بود! داشتم تازه سرعت دانلود و باقیمانده فایل رو چک می‌ کردم که «قد قامت الصلاه» مکبر رو شنیدم. زیر لبی به اونم یه چیزی گفتم و نشستم تا وقتی که برنامه کامل دانلود شه و بعد، تازه دیدم همه رفتن رکوع! بلند شدم و زود «الله اکبر» ی گفتم و رفتم رکوع.

سجده اول، پیش خودم گفتم حالا این برنامه ‌ای که گرفتم به دردی می‌ خوره یا نه، و کارش چه طوری بود و چه کار می‌ تونستم باهاش بکنم، سجده دوم هم به این فکر افتادم که نکنه سرم کلاه رفته باشه و اصلا برنامه اصلی نباشه و تقلبی و چینی کرده باشن توی پاچه ام! بعد که بلند شدم و امام جماعت داشت حمد و سوره می‌ خوند، بهتر می‌ شد فکر کرد، پس رفتم تو فکرٍ امتحان اجتماعی که فردا داشتیم. پیش خودم حساب کتاب کردم که کدوم درس ‌ها رو خوندم و کدوم ‌ها مونده و به این نتیجه رسیدم که باید از اول بخونمشون. داشتم وسط رکعتِ دومِ نمازِ ظهر، درس ‌های اجتماعی رو مرور می‌ کردم که یهو دیدم یه بچه 3-4 ساله

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۳۳
جواد شجاعی