نوشته های من

مطالبی که می نویسم

نوشته های من

مطالبی که می نویسم

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت شهادت سید حسن مدرّس، عالم مبارز (10 آذر 1316)

1

رضا خانِ میر پنج با عجله به سمت ساختمان مجلس می‌ رفت و هیچ کس هم نمی‌ دانست چه خبر است. یکی از نمایندگان از در مجلس بیرون آمد و رضا خان، خشمگین پله ‌های ورودی را دو تا یکی بالا رفت. چشم در چشم مدرّس دوخت. ناگهان دست هایش را بالا آورد، عبای سید را گرفت و کشاندش کنار دیوار. مدرّس انگار نه انگار، خم به ابرو نیاورد. قلدر ترین آدمِ مملکت، همانطور که نماینده مردم را چسبانده بود سینه دیوار و خون جلوی چشمانش را گرفته بود، داد زد: . . .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۳۹
جواد شجاعی

بسم الله الرحمن الرحیم

تا به حال اسم جنگ نرم به گوشتان خورده؟ می‌دانید جنگ نرم یعنی چه؟ اگر نمی‌دانید، همین جا توقف کنید و دیگر الکی وبلاگ گردی نکنید!

با یک سرچ (search) ساده در جستجوگر گوگل، (Google) می‌توان تعاریف فارسی و انگلیسی بسیاری را برای جنگ نرم پیدا کرد. به عنوان مثال: «جنگ نرم از نوع تهاجمات فرهنگی است. یعنی ابزار و وسایل آن از نوع ابزارهای فرهنگی و فکری هستند، نه ابزارها و وسایل نظامی. دشمنان در جنگ نرم به دنبال تسخیر باورها و ارزش ‌ها و تصرف قلب و مغزهای یک ملت هستند. وقتی به این هدف برسند، در حقیقت جبهه ی مقابل را به جبهه ی خودی تبدیل کرده ‌اند؛ و دیگر نیازی به تسخیر نظامی یا دخالت رسمی برای تغییر نظام حاکم، ندارند.»

یا این عبارت: «این نوع جنگ معمولا در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی اتفاق می افتد و ابزار کاربردی آن ناتوی فرهنگی است. هدف آن تضعیف ثبات و امنیت اجتماعی و فرهنگی کشور مورد نظر است؛ بنابراین می‌توان تهدید یا براندازی نرم را اینگونه نام نهاد: تلاش دشمن جهت تسلط کامل بر یک جامعه، در ابعاد مختلف. چگونه؟ با از بین بردن الگوهای رفتاری و هنجارهای ارزشی جامعه، و جایگزینی الگوها و ارزشهای تخریب کننده.»...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۳۵
جواد شجاعی

بسم الله الرحمن الرحیم

  به مناسبت شهادت میرزا تقی خان فراهانی (20 دی ماه1230)

میرزا محمد تقی خان، فرزند کربلایی قربان در سال 1186 در فراهان از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش آشپز قائم مقام فراهانی بود و او غذای شاگردان مکتب خانه را می‌ برد. به بهانه بردن ظرف ها پشت در می‌ نشست، به درس ‌ها گوش می‌ داد و با عشق و علاقه به ذهن می‌ سپرد. بعضی مواقع که بچه ‌های مکتب (فرزندان قائم مقام) به سوالات استاد پاسخ نمی‌ دادند، او از استاد اجازه می‌ گرفت و جواب درست را می‌ گفت. به همین ترتیب با هوش و استعداد بالایی که داشت، مورد توجه قائم مقام فراهانی قرار گرفت و وارد مکتب خانه شد. با کودکان قائم مقام فراهانی دوست و همبازی و همنشین بود و با کمک قائم مقام به خدمت دولت درآمد و در دوران حکومت محمد شاه، چندین ماموریت سیاسی را در کشورهای روسیه و عثمانی به انجام رساند. وی در ماموریت ‌‌های خود ... 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۵۰
جواد شجاعی

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید بیشتر شما بدانید آلفرد نوبل،‌ دانشمند ثروتمند سوئدی، قبل از مرگ خود ثروت خود را برای یک جایزه سالانه به دانشمندان و دستاورد های علمی جهان به ارث گذاشت. پس سوئد بود که ااز ده ‌ها سال پیش داوران خود را به کار گرفت تا بهترین کشف ‌‌ها در زمینه های مختلف علمی و بهترین کاشفان هر سال را انتخاب کرده و به آن ‌ها جوایز نوبل را اهدا نماید. نکته جالب توجه و مهم این است که بیشتر دارندگان جایزه نوبل، سوییسی هستند!


واقعاً سوییسی ‌ها چه تفاوتی با ملت های دیگر دارند که باعث تیزهوشی آنان و بالا رفتن تعداد برندگان جایزه نوبل شده است؟ بعضی ‌ها نظرات جالبی در این باره دارند که ما همین الان 2 فقره را بررسی می کنیم.

1.        سوییس بالاترین میزان مصرف سالانه شکلات را  در جهان داشته است و دارد. منظور از شکلات، (Chocolate در انگلیسی) کره کاکائو به همراه شکر و خرده های  دانه کاکائوست؛ یعنی شکلات کاکائویی.  مقاله ای منتشر شده در مجله پزشکی نیوانگلند،‌ تعداد برندگان جایزه نوبل یک کشور را با مصرف سرانه شکلات آن مرتبط می داند؛ همانند سوییس که دارای بالاترین رتبه در هر دو زمینه است. محققان انگلیسی حساب کرده ‌اند که برای افزایش برندگان نوبل در انگلستان، هر نفر باید سالانه حدود 2 کیلوگرم شکلات بخورد!

2.       سوییس به چیزهای دیگری هم مشهور است. مثلاً ساعت ‌های سوییسی، معروف ترین و شیک ترین و گران ترین ساعت های جهان هستند. و بهترین و قدیمی ترین کارخانه ‌های ساعت سازی ‌در سوییس ساخته شده است. پس می توان نتیجه گرفت مردم این کشور به ساعت، زمان و اوقات خود توجه بسیاری دارند و همین امر موجب وقت شناسی جامعه سوییس و احتمالا وقت شناسی و استفاده به جا و درست از زمان و کم شدن مواقع هدر رفته می شود. در هر صورت اهمیت دادن به زمان و توجه به وقت،‌ کاری پسندیده و بجاست.

شاید هم اتفاق اصلی اینجا افتاده باشد. شما توجه کنید که داوران مراسم سالانه نوبل، سوییسی هستند،‌ و به این ترتیب، دانشمندان سوییسی را بهتر می شناسند! جدا از رابطه فامیلی و  میهنی عرض می کنم! خوب به هر حال هم وطنش است دیگر، بهتر می داند که چه کشف هایی کرده، چگونه تحقیق کرده و کارش چه اهمیت هایی دارد. حالا دانشمند خارجی را تصور کنید که داوران سوییسی او را نمی شناسند و هیچ نظری درباره کارها و کارایی تحقیقات او ندارند؛ خوب معلوم است که رأی ‌ها به سوی دانشمند سوییسی می چرخد! این هم به هر حال نظر ماست و البته شاید چندان درست هم نباشد!

حالا به نتیجه اصلی می رسیم. سوال ما اینجاست. آیا می توان با بالا بردن مصرف شکلات کاکائویی و اهمیت دادن به وقت، و ساخت ساعت های مرغوب، دانشمندان را به سوی کسب جایزه های نوبل بیشتر و بیشتر سوق داد؟ این شاید امری امکان پذیر، و شاید هم تنها یک جوک خنده دار باشد. راستی شما می دانستید که کشور ما از نظر مصرف آدامس در بین رتبه های اول جهانی قرار دارد؟


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۰۰
جواد شجاعی


این هم شد ...؟

حاج آقا بلند شد، عبایش را مرتب کرد و بعد از چند سرفه، شروع کرد به خواندن اقامه. همانطور که بلند می‌ شدم و گوشیم رو می‌ گذاشتم توی جیبم، توی دلم گفتم: «حالا یه خرده صبر می‌ کردی، وقت که واسه نماز کم نمی‌ اوردی! یه کم دیگه مونده بود دانلودش تموم شه.» و رفتم طرف صف آخر. تازه به «حی علی الصلاه» رسیده بود که دوباره گوشیم رو در آوردم و نگاه کردم. دفعه قبل روی 53 درصد و حالا هم روی 98 درصد گیر کرده بود! داشتم تازه سرعت دانلود و باقیمانده فایل رو چک می‌ کردم که «قد قامت الصلاه» مکبر رو شنیدم. زیر لبی به اونم یه چیزی گفتم و نشستم تا وقتی که برنامه کامل دانلود شه و بعد، تازه دیدم همه رفتن رکوع! بلند شدم و زود «الله اکبر» ی گفتم و رفتم رکوع.

سجده اول، پیش خودم گفتم حالا این برنامه ‌ای که گرفتم به دردی می‌ خوره یا نه، و کارش چه طوری بود و چه کار می‌ تونستم باهاش بکنم، سجده دوم هم به این فکر افتادم که نکنه سرم کلاه رفته باشه و اصلا برنامه اصلی نباشه و تقلبی و چینی کرده باشن توی پاچه ام! بعد که بلند شدم و امام جماعت داشت حمد و سوره می‌ خوند، بهتر می‌ شد فکر کرد، پس رفتم تو فکرٍ امتحان اجتماعی که فردا داشتیم. پیش خودم حساب کتاب کردم که کدوم درس ‌ها رو خوندم و کدوم ‌ها مونده و به این نتیجه رسیدم که باید از اول بخونمشون. داشتم وسط رکعتِ دومِ نمازِ ظهر، درس ‌های اجتماعی رو مرور می‌ کردم که یهو دیدم یه بچه 3-4 ساله

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۳۳
جواد شجاعی

بسم الله الرحمن الرحیم

حمله به اچ 3

نزدیک به شش ماه از شروع جنگ می گذشت و نیروی هوایی در تکاپوی مقابله با هجوم همه جانبه نیروهای زمینی عراق بود. در این شرایط دو تن از خلبانان بازنشته نیروی هوایی ایران، سرهنگ هوشیار و سرگرد ایزدستا نقشه ای را تهیه کردند و آن را با سرهنگ فکوری، فرمانده وقت نیروی هوایی در میان گذاشتند. طرحی برای حمله به پایگاه هوایی عراقی که هیچ کس از وجود آن خبر نداشت. اما سرگرد ایزدستا سالها پیش، از یکی از جاسوسان دولت آمریکا در منطقه شنیده بود که پایگاهی مخفی در نزدیکی مرز اردن وجود دارد، پایگاه نظامی اچ 3.

طرح آنها با پرواز 10 فروند هواپیمای شکاری و بمب افکن با حداکثر مهمات شروع می شد و بعد رساندن آنها به غرب عراق و بمباران پایگاه بخش پایانی نقشه بود. اما مهم ترین مشکل آنان فاصله ی زیادی بود که تا پایگاه وجود داشت. فاصله فرودگاه شکاری همدان تا هدف، حدود 2800 کیلومتر بود که با برگشت به 5600 کیلومتر و با احتساب احتمالات به 6000 کیلومتر می رسید. و مسلم است که با یک بار سوختگیری نمی توان این مسیر را طی کرد و هواپیماها با مشکل سوختگیری مواجه خواهند شد. مشکل دیگر هم که این عملیات را تقریبا غیر ممکن جلوه می داد، عبور از مرز هوایی عراق بدون درگیری و جلب توجه رادار ‌ها و تجهیزات بود. خصوصا که وجود موشک های زمین به هوای عراق، کار را برای هواپیماهای ایرانی مشکل می کرد.

چیزی نمانده بود که طرح عملیات، به کلی لغو شود، که فکری هوشمندانه به ذهن سرهنگ هوشیار خطور کرد. طرحی که می توانست مشکلات مطرح شده در بحث فاصله زیاد را حل کند؛ طرح سوختگیری هوایی.

حالا ببینیم قرار بود عملیات دقیقا به چه صورتی انجام شود.

زمان عملیات:
پانزدهم فروردین سال 1360

هدف عملیات:
پایگاه هوایی اچ 3. واقع در غربی ترین منطقه عراق و نزدیک به مرز اردن. این پایگاه توسط اتحاد جماهیر شوروی برای حمایت از عراق در این منطقه ساخته شده و این احتمال می رود که بیش از 100 فروند از هواپیماهای بمب افکن و جنگنده به همراه جنگ افزارهای متعددی برای اختفاء و دور بودن از مرز در این پایگاه مستقر باشند.

نحوه عملیات:
ساعت 4:30 صبح شروع عملیات: پرواز هشت فروند هواپیمای F-4 از فرودگاه شکاری همدان. ساعت 4:50 سوختگیری اول: رسیدن گروه پروازی به کوه های ارومیه و انجام عملیات سوخت رسانی توسط دو هواپیمای بلند شده از تهران. سپس حرکت بر روی خطوط مرزی ترکیه-عراق، و بعد بر روی مرز سوریه-عراق و رسیدن به موقعیت تعیین شده در سوریه. در این فاصله دو فروند هواپیمای F-5 از تبریز بلند می شوند؛ به گروه پروازی می پیوندند و قبل از سوختگیری دوم از آنها جدا می شوند. آن دو برای اجرای عملیات فریب به سوی پایگاه دهوک عراق پرواز می کنند و پس از بمباران، به ایران باز می گردند. سوختگیری دوم: دو هواپیمای سوخت رسان در قالب هواپیمای مسافربری دمشق را به مقصد تهران ترک می کنند و در نزدیکی مرز سوریه-عراق به گروه پروازی سوخت می رسانند. سوختگیری ظرف 20 دقیقه به پایان می رسد. شکاری ‌‌‌ها پس از سوختگیری 5 الی 10 دقیقه فرصت دارند به پایگاه هوایی اچ 3 رسیده، آن را بمباران کرده و به محل سوختگیری دوم باز گردند.

خب، پس مشتاقید بدانید که بالاخره این عملیات ختم به خیر شد یا نه؟ خب، در واقع عراق عبور هواپیماهای ایرانی از سد رادار ‌ها و موشک های پیشرفته ی اسکاد خود را اصلا ممکن نمی دانست و حتی تصور حمله به اچ 3 را هم نمی کرد؛ چون اصلا هیچ دلیلی وجود نداشت که ایران از وجود این پایگاه باخبر باشد. و به همین دلیل، شیرمردانی که به پایگاه هوایی رسیدند، با هیچ مقابله ای از سوی پدافند هوایی، ضد هوایی ‌ها و تمهیدات امنیتی اچ 3 روبرو نشدند! شاید مسئولان پایگاه در خواب خوش فرو رفته بودند که اینگونه تجهیزات را به حال خودشان رها کرده بودند یا همان لحظه اول بمباران سکته قلبی کرده بودند!

در هر حال، این عملیات بدون هیچ مشکلی برای خلبانان غیور ایرانی با موفقیت انجام شد و موجب از بین رفتن قوای نیروی هوایی عراق تا دو سال پیاپی شد. قیافه جناب صدام با شنیدن خبر بمباران اچ 3 واقعا باید دیدنی شده باشد... (می پرسید شبیه چی؟ خوب معلوم است مثل زامبی!)

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۰۶
جواد شجاعی

بسم الله الرحمن الرحیم

کاکائو در برابر قهوه

Cocoa vs. Coffee

ببخشید، ولی قهوه و کاکائو معرف حضورتان هستند، مطلبی نیست که من بخواهم توضیح بدهم. پس بهتر است هرچه سریع تر برویم سراغ اصل مقایسه.

در این مطلب، تاریخچه، نوع گیاه، فواید و اثرات این دو ماده ی خوراکی مورد بررسی قرار گرفته است.

تاریخچه کاکائو

دانه های کاکائو ابتدا توسط قوم اولمِک در جنوب مکزیک و آمریکای مرکزی (1200 تا 200 پیش از میلاد)  استفاده شد. اما اولین کسانی که از کاکائو برای داد و ستد استفاده کردند و درختان کاکائو را کاشتند، قوم مایا بودند. مایاها و آزتک ‌ها اقوامی بودند که از کاکائو برای ...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۴ ، ۲۰:۲۵
جواد شجاعی


روی جلد

با سلام

دیدار آشنا را چقدر می شناسید؟

دیدار آشنا، نشریه ای است برای نسل جوان؛ نوجوانان و جوانانی که جست وجوگرند و بر این باورند که باید اول ببینند، بخوانند و سپس بشناسند و باور کنند.

در عصر ابهام شناخت آدمی از حق و باطل، عصر انفجار و انحصار اطلاعات، تراکم غبار و دود ماشینیسم، در روزگار بی خبری انسان های شبه مدرن و پست مدرن!، گاهی گوشه دنجی پیدا می شود که آدمی با خود خلوت کند و به خود بپردازد فارغ از همه دغدعه ها؛ به آنچه بوده و باید باشد، بیندیشد، و به آنچه فرسنگ ها از آن دور مانده.

دیدار آشنا، به دغدغه های نوجوان و جوان می اندیشد؛ به آنان که دنبال فرصتی و خلوتی هستند که بیندیشند که در کجای این شب تیره ایستاده اند و مقصد کدام است...؟

دیدار آشنا، ماهنامه ای است که با نسل جوان طرح دوستی ریخته و با آنان هم زبان و همدل است. به سلیقه هایشان می اندیشد نه به حاشیه های زندگی هایی که به ناکجایی مبهم، می پیوندد.

دیدار آشنا، اکنون هشتمین سال دوستی و همدلی با نوجوانان و جوانان را سپری می کند.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۴ ، ۱۹:۴۶
جواد شجاعی

بسم الله الرحمن الرحیم

چند وقت بود رمان نوجوان جدیدی نخوانده بودم، و خدا را شکر بالاخره توانستم کتابی پیدا کنم که ... خوب همین کتابی است که می خواهم معرفی کنم! داستان با سفر دو نوجوان سیزده ساله به طبیعت آغاز می شود، و هدف از این سفر چیزی نیست جز: «مرد» شدن! در این داستان ....

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۴ ، ۲۰:۲۹
جواد شجاعی

بسم الله الرحمن الرحیم

این اولین مطلبی است که من نوشته ام. و تابستان امسال هم در یکی از نشریات چاپ شد. در واقع هدف اصلی این مطلب برای تعطیلات تابستان بوده اما وقت همیشه اهمیت دارد همیشه نیاز داریم که به اهمیت آن توجه کنیم .

وقت طلاست!

همه ما این جمله را شنیده ایم و می دانیم که «وقت طلاست» و حتی از آن گرانبهاتر، چون با صرف وقت می توان طلا به دست آورد ولی برعکس آن، امکان پذیر نیست. زمان در حال گذر و گریز است، می رود و رفتنش بدون بازگشت است. اگر زمانی را از دست دادید، به فکر بازگشتش نباشید. برنمی گردد. به ماشین زمان هم فکر نکنید. بازگشت به گذشته امکان بسیار کمی دارد.

استفان یا استفن یا استیون (هرچه دوست داشتید صدایش کنید) هاوکینگ، دانشمند و فیزیکدان مشهور گفته است که ....

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۴ ، ۱۹:۲۵
جواد شجاعی