
بسم الله الرحمن الرحیم
حمله به اچ 3
نزدیک به شش ماه از شروع جنگ می گذشت و نیروی هوایی در تکاپوی مقابله با هجوم همه جانبه نیروهای زمینی عراق بود. در این شرایط دو تن از خلبانان بازنشته نیروی هوایی ایران، سرهنگ هوشیار و سرگرد ایزدستا نقشه ای را تهیه کردند و آن را با سرهنگ فکوری، فرمانده وقت نیروی هوایی در میان گذاشتند. طرحی برای حمله به پایگاه هوایی عراقی که هیچ کس از وجود آن خبر نداشت. اما سرگرد ایزدستا سالها پیش، از یکی از جاسوسان دولت آمریکا در منطقه شنیده بود که پایگاهی مخفی در نزدیکی مرز اردن وجود دارد، پایگاه نظامی اچ 3.
طرح آنها با پرواز 10 فروند هواپیمای شکاری و بمب افکن با حداکثر مهمات شروع می شد و بعد رساندن آنها به غرب عراق و بمباران پایگاه بخش پایانی نقشه بود. اما مهم ترین مشکل آنان فاصله ی زیادی بود که تا پایگاه وجود داشت. فاصله فرودگاه شکاری همدان تا هدف، حدود 2800 کیلومتر بود که با برگشت به 5600 کیلومتر و با احتساب احتمالات به 6000 کیلومتر می رسید. و مسلم است که با یک بار سوختگیری نمی توان این مسیر را طی کرد و هواپیماها با مشکل سوختگیری مواجه خواهند شد. مشکل دیگر هم که این عملیات را تقریبا غیر ممکن جلوه می داد، عبور از مرز هوایی عراق بدون درگیری و جلب توجه رادار ها و تجهیزات بود. خصوصا که وجود موشک های زمین به هوای عراق، کار را برای هواپیماهای ایرانی مشکل می کرد.
چیزی نمانده بود که طرح عملیات، به کلی لغو شود، که فکری هوشمندانه به ذهن سرهنگ هوشیار خطور کرد. طرحی که می توانست مشکلات مطرح شده در بحث فاصله زیاد را حل کند؛ طرح سوختگیری هوایی.
حالا ببینیم قرار بود عملیات دقیقا به چه صورتی انجام شود.
زمان عملیات:
پانزدهم فروردین سال 1360
هدف عملیات:
پایگاه هوایی اچ 3. واقع در غربی ترین منطقه عراق و نزدیک به مرز اردن. این پایگاه توسط اتحاد جماهیر شوروی برای حمایت از عراق در این منطقه ساخته شده و این احتمال می رود که بیش از 100 فروند از هواپیماهای بمب افکن و جنگنده به همراه جنگ افزارهای متعددی برای اختفاء و دور بودن از مرز در این پایگاه مستقر باشند.

نحوه عملیات:
ساعت 4:30 صبح شروع عملیات: پرواز هشت فروند هواپیمای F-4 از فرودگاه شکاری همدان. ساعت 4:50 سوختگیری اول: رسیدن گروه پروازی به کوه های ارومیه و انجام عملیات سوخت رسانی توسط دو هواپیمای بلند شده از تهران. سپس حرکت بر روی خطوط مرزی ترکیه-عراق، و بعد بر روی مرز سوریه-عراق و رسیدن به موقعیت تعیین شده در سوریه. در این فاصله دو فروند هواپیمای F-5 از تبریز بلند می شوند؛ به گروه پروازی می پیوندند و قبل از سوختگیری دوم از آنها جدا می شوند. آن دو برای اجرای عملیات فریب به سوی پایگاه دهوک عراق پرواز می کنند و پس از بمباران، به ایران باز می گردند. سوختگیری دوم: دو هواپیمای سوخت رسان در قالب هواپیمای مسافربری دمشق را به مقصد تهران ترک می کنند و در نزدیکی مرز سوریه-عراق به گروه پروازی سوخت می رسانند. سوختگیری ظرف 20 دقیقه به پایان می رسد. شکاری ها پس از سوختگیری 5 الی 10 دقیقه فرصت دارند به پایگاه هوایی اچ 3 رسیده، آن را بمباران کرده و به محل سوختگیری دوم باز گردند.
خب، پس مشتاقید بدانید که بالاخره این عملیات ختم به خیر شد یا نه؟ خب، در واقع عراق عبور هواپیماهای ایرانی از سد رادار ها و موشک های پیشرفته ی اسکاد خود را اصلا ممکن نمی دانست و حتی تصور حمله به اچ 3 را هم نمی کرد؛ چون اصلا هیچ دلیلی وجود نداشت که ایران از وجود این پایگاه باخبر باشد. و به همین دلیل، شیرمردانی که به پایگاه هوایی رسیدند، با هیچ مقابله ای از سوی پدافند هوایی، ضد هوایی ها و تمهیدات امنیتی اچ 3 روبرو نشدند! شاید مسئولان پایگاه در خواب خوش فرو رفته بودند که اینگونه تجهیزات را به حال خودشان رها کرده بودند یا همان لحظه اول بمباران سکته قلبی کرده بودند!
در هر حال، این عملیات بدون هیچ مشکلی برای خلبانان غیور ایرانی با موفقیت انجام شد و موجب از بین رفتن قوای نیروی هوایی عراق تا دو سال پیاپی شد. قیافه جناب صدام با شنیدن خبر بمباران اچ 3 واقعا باید دیدنی شده باشد... (می پرسید شبیه چی؟ خوب معلوم است مثل زامبی!)
